سه شنبه 1387/04/25
پسر عزيزم ......
۱- پسر عزيزم:
1- Dear son...
******************************************
2- روزي كه تو مرا در دوران پيري ببيني، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني ....
۲- The day that you see me old and I am already not, have patience and try to understand me …

******************************************
3- اگر من در هنگام خوردن غذا خود را كثيف مي كنم، اگر نميتوانم خودم لباسهايم را بپوشم، صبور باش. و زماني را به خاطر بياور كه من ساعتها از عمر خود را صرف آموزش همين موارد به تو كردم.
3-If I get dirty when eating… if I can not dress… have patience. Remember the hours I spent
teaching it to you.
******************************************
4- اگر در هنگام صحبت با تو، مطلبي را هزار بار تكرار مي كنم، حرفم را قطع نكن و به من گوش بده.
4- If, when I speak to you, I repeat the same things thousand and one times… do not interrupt me… listen to me.
- هنگامي كه تو خردسال بودي، من يك داستان را هزار بار براي تو مي خواندم تا تو به خواب بري.
- When you were small, I had to read to you thousand and one times the same story until you gets to sleep…
******************************************
۵- هنگامي كه مايل به حمام رفتن نيستم، مرا خجالت نده و به من غر نزن.زماني را به خاطر بياور كه من براي به حمام بردن تو به هزار كلك و ترفند متوسل مي شدم.
5- When I do not want to have a shower, neither shame me nor scold me…
Remember when I had to chase you with thousand excuses I invented, in order that you wanted to bath…

******************************************
6- هنگامي كه ضعف مرا در استفاده از تكنولوژي جديد مي بيني، به من فرصت فراگيري آن را بده و با لبخند تمسخرآميز به من نگاه نكن ...
6- When you see my ignorance on new technologies… give me the necessary time and not look at me with your mocking smile…
******************************************
7- من به تو چيزهاي زيادي آموختم... چگونه بخوري، چگونه لباس بپوشي ... و چگونه با زندگي مواجه شوي
7- I taught you how to do so many things… to eat good , to dress well… to confront life…

******************************************
8- هنگامي كه در زمان صحبت، موضوع بحث را از ياد مي برم، به من فرصت كافي بده كه به ياد بياورم در چه مورد بحث ميكرديم و اگر نتوانستم به ياد بياورم، از من عصباني نشو. مطمئن باش كه آنچه براي من مهم است با تو بودن و با تو سخن گفتن است نه موضوع بحث!
8- When at some moment I lose the memory or the thread of our conversation… let me have the necessary time to remember… and if I cannot do it, do not become nervous… as the most important thing is not my conversation but surely to be with you and to have you listening to me…

******************************************
9- اگر مايل به غذا خوردن نبودم، مرا مجبور نكن. به خوبي مي دانم كه چه وقت بايد غذا بخورم .
9- If ever I do not want to eat, do not force me. I know well when I need to and when not.
******************************************
۱۰- هنگامي كه پاهاي خسته ام به من اجازه راه رفتن نمي دهند ....
10- When my tired legs do not allow me walk...

******************************************
۱۱- دستانت را به من بده ... همانگونه كه در كودكي اولين گامهايت را به كمك من برداشتي
11- … give me your hand… the same way I did when you gave your first steps.

******************************************
12- و اگر روزي به تو گفتم كه نمي خواهم بيش از اين زنده باشم و دوست دارم بميرم ... عصباني نشو. روزي خواهي فهميد كه من چه مي گويم.
12- And when someday I say to you that I do not want to live any more… that I want to die… do not get angry… some day you will understand…

******************************************
۱3- تو نبايد از اينكه مرا در كنار خود مي بيني احساس غم، خشم و ناراحتي كني. تو بايد در كنار من باشي و مرا درك كني و مرا ياري دهي، همانگونه كه من تو را ياري كردم كه زندگي ات را آغاز كني
13- You must not feel sad, angry or impotent for seeing me near you. You must be next to me, try to understand me and to help me as I did it when you started living.

******************************************
14- مرا ياري كن در راه رفتن. مرا با عشق و صبوري ياري ده كه راه زندگي ام را به پايان ببرم.
من نيز پاداش تو را با لبخندي و عشقي كه همواره به تو داشته ام خواهم داد.
14- Help me to walk… help me to end my way with love and patience. I will pay you by a smile and by the immense love I have had always for you.
******************************************
15- دوستت دارم پسرم.
پدر تو
15- I love you son…
Your father

******************************************
دوشنبه 1387/04/17
بيوگرافي حبيب الله روحي

آقاي حبيب الله روحي در سال 1357(30 ساله ) در آمل بدنيا آمد. دورة هنرستان را به پايان رساند . همسرايشان ناشنوا بوده و صاحب يك فرزند پسر كه خدا را شكر شنوا بوده و در كلاس دوم ابتدايي مشغول تحصيل مي باشد . آقاي روحي در ابتداي فعاليت در سالهاي 1377 تا 1375 به مدت 2 سال معاون كانون ناشنوايان آمل بوده ، بعد از ازدواج مدت شش سال ساكن قائم شهر بود ، در آن سالها مدت دو سال معاون انجمن خانواده استان مازندران بود ، نيز دو سال عضو كانون ناشنوايان قائم شهر بود . در سال 1383 تا 1382 مدت يك سال خزانه دار كانون ناشنوايان استان مازندران بود . در حال حاضر مدت چهار سال از سالهاي 1382 تا 1386 به عنوان رئيس كانون ناشنوايان شهرستان آمل مشغول فعاليت است ، در مدت شش سال تعدادي از پسران در امور صنعتي مشغول كار شدند و نيز دو نفر از ناشنوايان بابل در شركتي در آمل مشغول فعاليت مشغول شدند همچنين براي سالن ورزشي سه عدد ميز پينگ پنگ تهيه گرديد . تا ناشنوايان بتوانند در اين رشته موفقيت بيشتري را كسب كنند در تابستان گذشته كلاس خوشنويسي و كلاس نهضت سواد آموزي دائر گرديد كه بسيار موفق بود . مدت دو سال است كه صندوق تعاوني تشكيل شد كه وام پرداخت مي كند تا بتواند كمي از مشكلات ناشنوايان را برطرف كند ......
شنبه 1387/04/08
تيم ملي فوتبال ناشنوايان ايران در بازيهاي آسيايي تايلند انتخابي المپيك 2009
تيم ملي فوتبال ناشنوايان جمهوري اسلامي ايران در بازيهاي آسيايي تايلند انتخابي المپيك 2009 چين تايپه به مقام قهرماني دست يافتند از آنجائيكه تعداد شش نفر از استان مازندران بنامهاي محمد پرگر ، اكبر صادقي ، ابوالقاسم مسكيني ، حسين محمدي ، عباس شوراب رجبي ( بازيكنان ) و مهرداد فرهمند ( كمك مربي تيم ملي ) در اين بازيها حضور داشتند . نتايج بازيهاي تيم ملي فوتبال ناشنوايان ايران در اين مسابقات شركت كرده اند به شرح ذيل مي باشد . اين بازيها از تاريخ 20 خرداد تا 29 خرداد انجام شد .
مقدماتي :
ايران 6 – ژاپن 1
ايران 4 – كره جنوبي 0
نيمه نهايي :
ايران 3 – قزاقستان 2
فينال :
ايران 4 – تايلند 0
تيم هاي ايران ، ژاپن ، كره جنوبي و قزاقستان به بازيهاي المپيك 2009 چين تايپه راه يافتند .

محمد پرگر اكبر صادقي ابو القاسم مسكيني

حسين محمدي عباس شوراب رجبي مهرداد فرهمند
كمك مربي تيم ملي




چهارشنبه 1387/04/05
شرایط عجیب اخذ گواهینامه رانندگی زنان در عربستان
بالاخره و بعد از مدتها بحث و جدل، با رانندگی زنان در عربستان موافقت شد.
و به نقل از القبس، مجلس شورای عربستان با رعایت شرایط خاصی به زنان عربستانی این اجازه را داده است که این شرایط عبارتند از:
الف: شرائط عمومی
1. زن راننده حداقل 30 سال سن داشته باشد
2. ولی زن(شوهر یا پدرش)با رانندگی او رسما موافقت کنند
3. گرفتن گواهینامه از مرکز آموزش رانندگی مخصوص زنان
4. لباس زن راننده باید بدون هیچگونه زینت باشد
5. اجازه رانندگی زنان فقط شامل نواحی داخل شهر است و در بیرون شهر و حتی روستا ها و حومه شهر اعتبار ندارد مگر اینکه یکی از محارم همراه او باشد
6. زنان تنها از روز شنبه تا چهارشنبه، و از ساعت 7 صبح تا 8 شب اجازه رانندگی دارند. روزهای پنج شنبه و جمعه از ساعت 12 ظهر تا 8 شب
7. زن راننده حتما باید همراه خود تلفن داشته باشد تا در مواقع ضروری استفاده کند
8. تماس با مرکز رانندگی زنان هنگام بروز هرگونه مشکل مزاحمت یا خرابی اتومبیل
9. پرداخت مبلغ مشخصی به مرکز رانندگی زنان جهت هزینه نعمیرات و گواهینامه
ب:دستورالعملهای اجرایی مسولان
1. ایجاد بخش راهنمایی و رانندگی زنان ویژه رسیدگی به مزاحمتها و تعدی به رانندگان زن و پاسخ به تماسها
2. ایجاد یک خط تلفن رایگان برای تماسهای مربوط
3. ایجاد مراکزی در داخل هر شهر برای بخش رانندگی زنان و با نظارت مقامات دینی
4. تاسیس شرکتهای متخصص برای خدمات مربوط وفرهنگ سازی برای زنان راننده
5. تمدید سالانه گواهینامه زنان و اخذ مبلغ معین برای هر سال
6. ماموران راهنمایی و رانندگی مطلقا حق صحبت با رانندگان زن را ندارند و در صورت بروز تخلف باید با مرکز رانندگی زنان تماس بگیرند تا آنها با راننده زن صحبت و احیانا برخورد کنند
7. برخورد شدید و تعقیب قانونی کسانی که این قوانین را جدی نگیرند.چرا که تمسخر این قوانین شوخی با امنیت نظام وهتک حرمت نوامیس است.
ج:جرائم متخلفان
الف:عمومی:
1. کسانیکه به هر دلیل با راننده زن صحبت کنند به حبس حداقل یک ماه همراه با جریمه مالی محکوم خواهند شد
2. کسانی که سعی در تحریک زنان راننده و اذیت کردن آنها در هنگام رانندگی از قبیل خارج کردن از جاده و.. نمایند به حبس حداقل 12 ماه همراه با جریمه مالی محکوم خواهند شد.
3. کسی که راه را بر رانندگان زن ببند به حبس به مدت یک روز همراه با چریمه مالی محکوم خواهند شد.
ب:جرائم راننده:
در صورت انجام هرگونه عمل مخالف با آداب وسنن و شرع از سوی رانندگان زن
1.بار اول گواهینامه به مدت 6 ماه توقیف می شود و جریمه بین 500 تا 1000 ریال محکوم می گردد.و همچنین تعهدی مبنی بر عدم تکرار از او اخذ خواهد شد
2.اطلاع رسمی به ولی زن از طریق هیات امر به معروف و نهی از منکر
یکشنبه 1387/04/02
اصلاحيه مواد 5 و 8 پيوست 2 آئين نامه راهنمايي و رانندگي
بسمه تعالي
شماره 24852-20-1207-4/13
تاريخ : 8/2/1387
از : پليس راهنمايي و رانندگي ناجا – معاونت فني مهندسي و خدمات ترافيك
به : روساي پليس راهور فا استانهاي كشور
موضوع : اصلاحيه مواد 5 و 8 پيوست 2 آئين نامه راهنمايي و رانندگي
برابر اعلام وزارت كشور بدينوسيله اصلاحيه مواد 5 و 8 پيوست شماره 2 آئين نامه راهنمايي و رانندگي موضوع تصويب نامه شماره 20873/ت29169 ه مورخه 8/4/86 هيات محترم وزيران كه در اجراي تبصره 3 ماده 27 آئين نامه راهنمايي و رانندگي مصوبه هيات محترم وزيران به تصويب وزراي كشور ، راه و ترابري و وزير بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي رسيده است ، بشرح ذيل جهت اجرا ابلاغ مي گردد . دستور فرمائيد وصول بخشنامه را اعلام نمايند .
1- متن زير بعنوان بند 3 به ماده 5 پيوست شماره 2 آئين نامه راهنمايي و رانندگي ، موضوع تصويب نامه شماره 20873/ت29169 ه مورخه 8/4/86 هيات محترم وزيران اضافه مي گردد :
« در صورتي كه متقاضي ، حداقل شرايط پزشكي مندرج در بندهاي 1 و 2 را دارا نباشد ، منحصرا" مي تواند جهت دريافت گواهينامه رانندگي پايه ب گروه 1 اقدام نمايد »
2- متن زير بعنوان تبصره ماده 8 پيوست 2 آئين نامه راهنمايي و رانندگي ، موضوع تصويب نامه شماره 20873/ت29169 ه مورخه 8/4/86 هيات محترم وزيران اضافه مي گردد :
« نصب علائم مخصوص ناشنوايان برروي وسيله نقليه براي دارندگان گواهينامه موضوع بند 3 ماده 5 براي آگاهي ساير رانندگي الزامي است » . ب 1
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي ناجا
سرتيپ دو پاسدار محمد رويانيان
گيرندگان :
- پليس راهورفا تهران بزرگ جهت آگاهي و اقدام لازم
- پليس ترافيك شهري پليس راهور ناجا جهت آگاهي و اقدام لازم
- پليس راهور ناجا جهت آگاهي و اقدام لازم
- معاونت عمليات ترافيكي پليس راهور ناجا جهت آگاهي و اقدام لازم
- مركز صدور گواهينامه هاي رانندگي پليس راهور ناجا جهت آگاهي و اقدام لازم
- مدير عامل موسسه راهگشا جهت آگاهي و اقدام لازم
چهارشنبه 1387/03/29
صعود تیم فوتبال ناشنوایان به فینال بازی های آسیایی
تیم فوتبال ناشنوایان ایران با بر 3 بر 2 بر تیم قزاقستان در یک بازی نفس گیر ، به فینال بازی های آسیایی ناشنوایان راه یافت . با راه یابی تیم ایران به این بازی این برای شرکت در المپیک ناشنوایان انتخاب گردید .
ايران 6 - ژاپن 1
ايران 4 - كره جنوبي 0
ايران 3 - قزاقستان 2
دوشنبه 1387/03/27
بدون دست . بدون پا . بدون ناراحتی
اين واقعاً باورنکردنی است ولی یک مثال محض از نفرین زندگی گذشته است .غیر ممکن وجود ندارد .اسم من نیک ووجیچیچ است .من معلول و بدون عضو به دنیا آمدم و دکترها هیچ توضیح پزشکی برای این نقص مادرزادی من نداشتند . تصور کنید من در زندگی با چه مشکلات و موانعی روبرو بودم .
دوشنبه 1387/03/20
*** تنها اوست كه مي ماند ***
به مناسبت چهلمين روز در گذشت شادروان مهندس محمد سعيدي ، با رفتنش ما را در غمي بزرگ تنها گذاشت . به احترام و به ياد تمام مهرباني هايش گردهم مي آييم.
مکان : مشهد مقدس
آقاي مهندس محمد سعيدي كه روحشان شاد و يادشان گرامي باد ، معلمي دلسوز و فداكار و همسري مهربان و دوستي با گذشت و مهربان بود . همسرايشان خانم كلارا بليغي ( نيمه شنوا ) كه در تمام دوران زندگي مشتركشان در فعاليتهاي اجتماعي دلسوزانه او را همراه و يار بود ، علاوه بر آن در اداره بهزيستي براي كمك به محرومان مشغول انجام وظيفه مي باشند . فرزندانش كيسان عزيز هفت ساله كه در كلاس اول مشغول تحصيل مي باشد و كيان نازنين هشت ماهه كه خدايا رو نگهدارشان باشد .
تاريخ و محل تولد : 18/7/1349 در مشهد
نوع ناشنوايي : عميق مادرزادي
تحصيلات : پيش دبستاني در منزل توسط معلم خصوصي از دبستان تا پايان دوره دبيرستان در مدرسه ناشنوايان مشهد ، تحصيلات عالي در دانشگاه آزاد اسلامي مشهد ، فارغ التحصيل سال 1372در رشته مهندسي عمران
وضع و موقعيت شغلي :
1- دبير هنرستان ناشنوايان آيت الله طالقاني مشهد
2- عضو سازمان نطام مهندسي استان خراسان
3- مشاركت و فعاليت در يك شركت مهندسي ساختماني در مشهد
مسئوليت هاي كانون :
1- نائب رئيس هئيت مديره كانون ناشنوايان خراسان 1373 – 1375
2- رئيس هئيت مديره كانون ناشنوايان خراسان 1375- 1385
3- دبير جشنواره هفته جهاني ناشنوايان در مشهد سالهاي 1374 – 1377
4- رئيس مجمع عمومي كانون ناشنوايان ايران در جلسات 13 و 13 آذر 1383 در شهر كرمان
5- مدير مسئول مجله شكست سكوت از بدو انتشار
6- مدير خانه فرهنگ ناشنوايان مشهد از سال 1385
7- مسئول هماهنگي در برگزاري هشتمين گردهمايي نمايندگان كانونهاي ناشنوايان سراسر كشور در مشهد سال 1385
8- رئيس جلسه گردهمايي معلمان ناشنواي سراسر كشور در مرداد ماه 1385 تهران
9- مشاور هئيت مديره كانون ناشنوايان ايران از سال 1385
خدمات برجسته :
1- پيگيري و توفيق در تامين زميني به مساحت 178 متر مربع براي كانون مشهد
2- تاسيس كلاسهاي آموزشي فعال در كانون ناشنوايان و خانه فرهنگ ناشنوايان مشهد
فعاليتهاي ورزشي
سالهاي فعاليت ورزشي در رشته تنيس روي ميز و سرانجام توفيق قهرماني تنيس روي ميز ناشنوايان كشور شد.
در پايان خاطرات يكي از دانش آموزان ناشنوا آقاي مهندس محمد سعيدي را ياد آور مي نويسم . تا به عظمت روح ايشان پي ببريم
در مراسم ياد بود اين دوست از دست رفته دانش آموزي تعريف مي كرد . كه آقاي مهندس سعيدي متوجه غيبت چند روزه دانش آموزي مي گردد با تحقيقي كه كرده متوجه مي شود علت غيبت او نداشتن امكانات مالي بوده ، او بعد از متوجه شدن حقيقت بسيار اندوهگين و متاسف مي شود روزي به منزل اين عزيز رفته با او صحبت مي كند و علت غيبت و ترك تحصيل او را جويا مي شود . وقتي متوجه مي شود علتش نداشتن تمكن مالي است سعي مي كند او را دلداري داده و وسايل و امكانات در اختيار او بگذارد و مراقب او باشد كه بتواند با خيال راحت به تحصيلاتش ادامه دهد ، او درتدريس نيز بسيار جدي و دلسوز بود .
خلاصه اينكه او معلمي دلسوز و فداكار و مهربان و باصفا بوده كه منشاء خدمات شايان توجهي براي ناشنوايان عزيز بوده اند و فقدانش ضايعه بزرگي براي جامعه ناشنوايان مي باشد.
در پايان با غم و اندوهي فراوان اين مصيبت وارده را به والدين گرامي و همسر محترم و دلسوز آن عزيز از دست رفته جامعه ناشنوايان تسليت عرض نموده و از ايزدمنان براي آن فقيد سعيد رحمت و علو درجات و براي بازماندگان صبر و شكيبائي مسئلت داريم .








دوشنبه 1387/02/30
در گذشت مرحوم آقای مهندس محمد سعیدی
رياست اسبق كانون ناشنوايان استان خراسان رضوي و مشاور هيات مديره کانون ناشنوایان ایران
مادر محمد ، ميناي عزيزم
مي دانم كه تولد محمد بهترين تجربه زندگيت بود
و بزرگ كردن و بالندگيش سخت ترين تجربه
آنقدر سخت كه هرگز نمي شناسم كسي را ، از پس اينهمه بر آمده باشد ، ولي تو توانستي .
و رفتنش....
رفتنش ، بدترين تجربه ، كه ، بدترين حادثه زندگيست .
هرگز شعور درك اين تجربه را ندارم .
حتم دارم روح او ،
خيلي نزديك .... ، شايد لاي شب بوهاي باغچه
شايد زير درخت سرو
شايد كنار تو
شايد ... هر جا كه خدا هست ، باشد
ما را در غم انگيزترين روزهايت شريك بدان .
**************************
محمد عزيزم
سكوتي كه در تمام سالهاي زندگي كوتاهت همراهت بود
و سكوت غم آلودي كه روزهاي آخر زندگيت برجانت نشسته بود ،
غوغايي افكند بر جان و روح من .
غوغاد و هياهويي به بزرگي روحت ، كه هرگز در اين سالهاي آشنايي آنرا نشناختم.
تو بزرگ بودي و پاك و پر از هياهوي سكوت .
روحت را به خدا مي سپارم كه فقط اوست كه اين بزرگي را مي فهمد.
**************************
كلاراي خوبم
وقتي محمد را به خدا مي سپرديم ، همه فكرم تنهايي تو بود ،
تنهايي پسرانت ،
نور چشمهايت .
اما چيزي به من آرامش مي داد :
و آن وجود پاك مادرت بود ، مادري بهتر از برگ درخت ، مادري مهربان ، صبور ، آرام ،
مادري كه براي محمد هم مادري كرد ، مادري كه هميشه در كنار تنهايي هايت بود ، با تو خنديد ، با تو گريست ، با تو دست محمد را گرفت
و با تو .....
و پس از او برادرانت ، برادران خوبي كه پروانه را شرمنده كرده اند از چرخيدن به دور شمع .
نمي دانم اينهمه خوبي از كجاست
اينها را كه ديدم ، دلم آرام گرفت ، ديگر نه تو تنهايي ، نه كيسان و نه كيان عزيزم
آري ، تاشقايق هست زندگي بايد كرد .
**************************
M.M.

