شنبه 1386/11/27
دنيـــاي نـاشنــــــــــــــــــــــــــوايـان
دنيايشان ساكت است و سكوت را با همه ژرفاي وجودشان احساس مي كنند. وقتي به چشمان معصومشان مي نگري در اعماق نگاهشان ابهامي مرموز نهفته است. هنرشان شنيدن « با چشم » است! همه وجودشان قلبشان و همه قلبشان ، نگاهشان است و نگاهشان سرشار از كلام وسخن. نگاهشان كتابي پرمحتوي است كه بايد آن را با صبر و حوصله خواند.
از نـاشنــــــــــــــــوايـان مي گويم، از آناني كه هياهو را در دنياي سكوت تجربه مي كنند. از آنان كه با زبان بي زباني سخن مي گويند و با درهم شكستن سكوت غمبارشان، اميد را معنا مي بخشند و شور و نشاط را تجلي مي دهند « هيچ صدايي در دنيا خوش آهنگ تر از صداي كــــودك نـاشنــــــــوايي كه سخن مي گويد، نيست ». آنان با چشم مي شنوند و با حركات لبها و اشارات دست سخن مي گويند و ازاين طريق به دنياي تيره خويش رنگ و جلوه يي تازه مي بخشند.
شنبه 1386/11/20
داستانک : ( پدر ، مادر ، دست نوازش ، زندگي و سالمندان )
پدر
شب از نیمه گذشته بود. پرستار به مرد جوانی که آن طرف تخت ایستاده بود و با نگرانی به پیرمـرد بیمار چشم دوخته بود نگاهی انداخت.
پیرمرد قبل از اینکه از هوش برود، مدام پسر خود را صدا می زد.
پرستار نزدیک پیرمرد شد و آرام در گوش او گفت: پسرت اینجاست، او بالاخره آمد.
بیمار به زحمت چشم هایش را باز کرد و سایه پسرش را دید که بیرون چادر اکسیژن ایستاده بود.
بیمار سکته قلبی کرده بود و دکترها دیگر امیدی به زنده ماندن او نداشتند.
پیرمرد به آرامی دستش را دراز کرد و انگشتان پسرش را گرفت. لبخندی زد و چشم هایش را بست.
پرستار از تخت کنار که دختری روی آن خوابیده بود، یک صندلی آورد تا مرد جوان روی آن بنشیند. بعد از اتاق بیرون رفت. در حالی که مرد جوان دست پیرمرد را گرفته بود و به آرامی نوازش می داد.
نزدیک های صبح حال پیرمرد وخیم شد. مرد جوان به سرعت دکمه اضطراری را فشار داد.
پرستار با عجله وارد اتاق شد و به معاینه بیمار پرداخت ولی او از دنیا رفته بود.
مرد جوان با ناراحتی رو به پرستار کرد و پرسید: ببخشید، این پیرمرد چه کسی بود؟! پرستار با تعجب گفت: مگر او پدر شما نبود؟!
مرد جوان گفت: نه، دیشب که برای عیادت دخترم آمدم برای اولین بار بود که او را می دیدم. بعد به تخت کناری که دخترش روی آن خوابیده بود، اشاره کرد.
پرستار با تعجب پرسید: پس چرا همان دیشب نگفتی که پسرش نیستی؟
مرد پاسخ داد: فهمیدم که پیرمرد می خواهد قبل از مردن پسرش را ببیند، ولی او نیامده بود. آن لحظه که دستم را گرفت، فهمیدم که او آن قدر بیمار است که نمی تواند من را از پسرش تشخیص دهد. من می دانستم که او در آن لحظه چه قدر به من احتیاج دارد...

مادر
مردی مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشـی خارج شد، دختری را دید که روی جـدول خیابان نشستـه بود و هق هق گریـه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: دختر خوب، چرا گریه می کنی؟
دختر در حالی که گریه می کرد، گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم.
وقتی از گل فروشی خارج می شدند، مرد به دختر گفت: "مادرت کجاست؟ می خواهی تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
مرد دلش گرفت، طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

دست نوازش
روزی در یک دهکده کوچک، معلم مدرسه از دانش آموزان سال اول خود خواست تا تصویری از چیزی که نسبت به آن قدردان هستند، نقاشی کنند. او با خود فکر کرد که این بچه های فقیر حتماً تصاویر بوقلمون و میز پر غذا را نقاشی خواهند کرد. ولی وقتی داگلاس نقاشی ساده کودکانه خود را تحویل داد، معلم شوکه شد.
او تصویر یک دست را کشیده بود، ولی این دست چه کسی بود؟
بچه های کلاس هم مانند معلم از این نقاشی مبهم تعجب کردند. یکی از بچه ها گفت: "من فکر می کنم این دست خداست که به ما غذا می رساند. یکی دیگر گفت: شاید این دست کشاورزی است که گندم می کارد و بوقلمون ها را پرورش می دهد.هر کس نظری می داد تا این که معلم بالای سر داگلاس رفت و از او پرسید: این دست چه کسی است، داگلاس؟داگلاس در حالی که خجالت می کشید، آهسته جواب داد: خانم معلم، این دست شماست. معلم به یاد آورد از وقتی که داگلاس پدر و مادرش را از دست داده بود، به بهانه های مختلف نزد او می آمد تا خانم معلم دست نوازشی بر سر او بکشد.
شما چطور؟! آیا تا بحال بر سر کودکی یتیم دست نوازش کشیده اید؟ بر سر فرزندان
زندگی
در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه، استاد به زحمت جعبه سنگینی را داخل کلاس درس آورد. وقتی که کلاس رسمیت پیدا کرد، استاد یک لیوان بزرگ شیشه ای از جعبه بیرون آورد و روی میز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل لیوان انداخت. آنگاه از دانشجویان که با تعجب به او نگاه می کردند،
پرسید: آیا لیوان پر شده است؟ همه گفتند: بله، پر شده.
استاد مقداری سنگ ریزه را از جعبه برداشت و آن ها را روی قلوه سنگ های داخل لیوان ریخت. بعد لیوان را کمی تکان داد تا ریگ ها به درون فضاهای خالی بین قلوه سنگ ها بلغزند. سپس از دانشجویان پرسید:
آیا لیوان پر شده است؟ همگی پاسخ دادند: بله، پر شده!
استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشت شن را برداشت و داخل لیوان ریخت. ذرات شن به راحتی فضاهای کوچک بین قلوه سنگها و ریگ ها را پر کردند. استاد یک بار دیگر از دانشجویان پرسید: آیا لیوان پر شده است ؟دانشجویان همصدا جواب دادند: بله، پر شده!
استاد از داخل جعبه یک بطری آب را برداشت و آن را درون لیوان خالی کرد. آب تمام فضاهای کوچک بین ذرات شن را هم پر کرد. این بار قبل از اینکه استاد سوالی بکند دانشجویان با خنده فریاد زدند: بله، پر شده!
بعد از آن که خنده ها تمام شد، استاد گفت: این لیوان مانند شیشه عمر شماست و آن قلوه سنگها هم چیزهای مهم زندگی شما مثل سلامتی، خانواده، فرزندان و دوستانتان هستند. چیزهایی که اگر هر چیز دیگری را از دست دادید و فقط این ها برایتان باقی ماندند، هنوز هم زندگی شما پر است.
استاد نگاهی به دانشجویان انداخت و ادامه داد:ریگ ها هم چیزهای دیگری هستند که در زندگی مهمند، مثل شغل، ثروت، خانه. و ذرات شن هم چیزهای کوچک و بی اهمیت زندگی هستند. اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل لیوان بریزید، دیگر جایی برای سنگ ها و ریگ ها باقی نمی ماند. این وضعیت در مورد زندگی شما هم صدق می کند.
در زندگی حواستان را به چیزهایی معطوف کنید که واقعاً اهمیت دارند، همسرتان را برای شام به رستوران ببـرید، با فرزندانتـان بازی کنید و به دوستان خود سر بزنید. برای نظافت خانه یا تعمیـر خرابی های کوچک همیشه وقت هست. ابتدا به قلوه سنگهای زندگیتان برسید، بقیه چیزها حکم ذرات شن را دارند.

سالمندان
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه"
پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت : اما من که می دانم او چه کسی است...!
سه شنبه 1386/11/16
ملي پوشان پينگ پنگ باز ناشنوا معرفي شدند.
سرپرست تيم هاي ملي ناشنوايان گفت: پس از پايان ششمين مرحله اردوي آمادگي تيم ملي پينگ پنگ آقايان ناشنوا شش نفر از برترين ها به اردوي هفتم تيم ملي دعوت شدند. مسعود قرباني، علي محسني از مازندران، امير اسدالله زاده از خوزستان، محمدعلي زاد از اردبيل و مرتضي معمارزاده از خراسان رضوي شش پينگ پنگ باز برتري هستند كه به تيم ملي دعوت تا جهت حضور بهتر و آمادگي كامل در رقابت هاي آسيايي 2008 كويت خود را آماده كنند. گفتنی است كه در پايان هفتمين دوره اردوي آمادگي تيم ملي و پس از انجام تست آمادگي جسماني و تاكتيكي ورزشكاران دو نفر از ورزشكاران حذف و ديگر اردوها را با چهار ملي پوش برگزار و سپس راهي كويت مي شوند...
یکشنبه 1386/11/14
چشــــــمان پــــــــدر
اين داستان ، درباره پسر بچه لاغر اندامي است كه عاشق فوتبال بود. در تمام تمرينها ، او سنگ تمام ميگذاشت ، اما چون جثه اش نصف ساير بچه هاي تيم بود . تلاشهايش به جايي نمي رسيد . در تمام بازيها ، ورزشكار اميدوار ما ، روي نيمكت كنار زمين مي نشست ، اما اصلا" پيش نمي آمد كه در مسابقه اي بازي كند . اين پسر بچه با پدرش تنها زندگي مي كرد و رابطه ويژه اي بين آن دو وجود داشت . گرچه پسر بچه هميشه هنگام بازي روي نيمكت كنار زمين مي نشست ، اما پدرش هميشه در بين تماشاچيان بود و به تشويق او مي پرداخت . اين پسر ، در هنگام ورود به دبيرستان هم ، لاغر ترين دانش آموز كلاس بود . اما پدرش باز هم او را تشويق مي كرد كه به تمرينهايش ادامه دهد . گرچه به او مي گفت كه اگر دوست ندارد ، مجبور نيست اين كار را انجام دهد . اما پسر كه عاشق فوتبال بود ، تصميم داشت آن را ادامه دهد . او در تمام تمرينها ، حداكثر تلاشش را مي كرد ، به اين اميد كه وقتي بزرگتر شد ، بتواند در مسابقات شركت كند . در مدت چهار سال دبيرستان ، او در تمام تمرينها شركت مي كرد ، اما همچنان يك نيمكت نشين باقي ماند . پدر وفادارش هميشه در ميان تماشاچيان بود و همراره او را تشويق مي كرد .
پس از ورود به دانشگاه ، پسر جوان باز هم تصميم داشت فوتبال را ادامه دهد و مربي هم با تصميم او موافقت كرد ، زيرا او هميشه با تمام وجود در تمرينها شركت مي كرد و علاوه بر آن ، به ساير بازيكنان هم روحيه مي داد . اين پسر در مدت چهار سال دانشگاه هم ، در تمامي تمرينها شركت كرد ، اما هرگز در هيچ مسابقه اي بازي نكرد . در يكي از روزهاي آخر مسابقه هاي فصلي فوتبال ، زماني كه پسر براي آخرين به محل تمرين مي رفت ، مربي با يك تلگرام پيش او آمد . پسر جوان تلگرام را خواند و سكوت كرد . او در حالي كه سعي مي كرد آرام باشد ، زير لب گفت : « پدرم امروز صبح فوت كرده است . اشكالي ندارد امروز در تمرين شركت نكنم ؟ »
مربي دستانش را با مهرباني روي شانه هاي پسر گذاشت و گفت : « پسرم ! اين هفته استراحت كن . حتي براي آخرين بازي در روز شنبه هم لازم نيست بيايي .»
روز شنبه فرا رسيد . پسر جوان به آرامي وارد رخت كن شد و وسايلش را كناري گذاشت . مربي و بازيكنان از ديدن دوست وفادارشان ، حيرت زده شدند . پسر جوان به مربي گفت : « لطفا" اجازه دهيد من امروز بازي كنم فقط همين يك روز » مربي وانمود كرد كه حرفهاي او را نشنيده است . امكان نداشت او بگذارد ضعيف ترين بازيكن تيمش در مهم ترين مسابقه بازي كند . اما پسر جوان ، شديدا" اصرار مي كرد . مربي در نهايت دلش به حال او سوخت و گفت : « باشد مي تواني بازي كني .»
مربي و بازيكنان و تماشاچيان ، نمي توانستند آنچه را مي ديدند ، باور كنند . اين پسر كه هرگز پيش از آن در مسابقه اي بازي نكرده بود ، تمام حركاتش بجا و مناسب بود . تيم مقابل به هيچ ترتيبي نمي توانست او را متوقف سازد . او مي دويد ، پاس مي داد و به خوبي دفاع مي كرد . در دقايق پاياني بازي ، او پاسي داد كه منجر به برد تيم شد ......
بازيكنان او را روي دستهايشان بالا بردند و تماشاچيان به تشويق او پرداختند . آخر كار وقتي تماشاچيان ورزشكار را ترك كردند ، مربي ديد كه پسر جوان ، تنها در گوشه اي نشسته است .
مربي گفت : « پسرم ! من نمي توانم باور كنم و تو فوق العاده بودي . بگو ببينم چطور توانستي به اين خوبي بازي كني ؟ »
پسر در حالي كه اشك چشمانش را پر كرده بود ، پاسخ داد : « مي دانيد كه پدرم فوت كرده است . آيا مي دانستيد او نابينا بود ؟»
سپس لبخند كم رنگي بر لبانش نشست و گفت :« پدرم به عنوان تماشاچي در تمام مسابقه ها شركت ميكرد . اما امروز اولين روزي بود كه او مي توانست به راستي مسابقه را ببيند و من مي خواستم به او نشان دهم كه مي توانم خوب بازي كنم . »
پنجشنبه 1386/11/11
ياداشت بردار كيست ؟ و چه كمكي به دانش آموز يا دانشجوي ناشنوا مي كند ؟
گاهى وقت ها شرايطي پيش مى آيد كه تمركز و توجه دانش آموز يا دانشجوى ناشنوا بايد معطوف به سخنراني يك سخنران يا معلم كلاس باشد. در چنين شرايطي معمولاً دانش آموزان و دانشجويان ناشنوا قادر به يادداشت كردن سخنان سخنران يا معلم نيستند زيرا اگر دانش آموز يا دانشجو بخواهد براى نوشتن مطالب، نگاه خود را از سخنران يا معلم بردارد بخشى از اطلاعات را از دست مى دهد. در چنين مواقعى معلم كلاس مى تواند براى كمك به دانش آموز يا دانشجوى ناشنوا از يك يادداشت بردار استفاده كند. يادداشت بردار فردى است كه مطالب مورد نياز دانش آموز يا دانشجو از جلسه را يادداشت مى كند و سپس در اختيار او قرار مى دهد. يادداشت بردار مى تواند از همكلاسى هاى شنواى دانش آموز يا دانشجوى ناشنوا ، از دوستان او ، يكى از كاركنان مدرسه يا دانشگاه يا افراد واحد شرايط ديگر باشد. يادداشت بردار بايد براى اين كار آموزش خاص ببيند...
دوشنبه 1386/11/08
آتش سوزیهاي مرتبط با قطعی گاز & سرما و نجات 43 مادر باردار
نگاهي به آتش سوزیهاي مرتبط با قطعی گاز در ساری
در دی ماه سال 86 به دلیل سرمای شدید، قطع شدن و افت فشار گاز در ساری همچنین جایگزینی وسایل گرمایشی نظیر بخاری نفتی ، بخاری برقی ، بخاری هیزمی ، کرسی برقی و منقل ذغال توسط خانواده ها به منظور گرم کردن موجب بروز حوادث آتش سوزی و گاز گزفتگی شده است.
به گزارش شمال نیوز به نقل از ایسنا، 5/11 درصد بروز این حوادث به دلیل نقص سیستم گاز رسانی بوده است که می توان به نشت گاز شوفاژخانه یک واحد مسکونی واقع در خیابان پیوندی ،آتش سوزی شوفاژ یک واحد مسکونی واقع در بلوار خزر و آتش سوزی شوفاژخانه یک واحد مسکونی واقع در خیابان مهدی آباد اشاره کرد.
از آتش سوزی که توسط بخاریهای هیزمی در دیماه رخ داده نیز 5/11 درصد است و مکان وقوع این نوع از حادثه یک واحد مسکونی واقع در روستای شیخ کلا ،یک واحد مسکونی واقع در خیابان شاهزاده حسین و یک واحد مسکونی دیگر واقع در روستای آبکسر در این شهر ستان ساری بوده است. همچنین 23 در صد این حوادث به استفاده از بخاری برقی در مواقع قطعی و افت فشار گاز مربوط می شود که منجر به آتش سوزی شده است. مکانهایی که دچار این حادثه شده اند یک واحد مسکونی واقع در بلوار خزر ، دو واحد مسکونی واقع در بلوار کشاورز , یک واحد مسکونی واقع در خیابان خیام ،یک واحد مسکونی واقع در جویبار- میدان سپاه ،یک واحد مسکونی واقع در کمربند غربی این شهر بوده است. 30 درصد بروز این حوادث بدلیل شعله ور شدن بخاریهای نفتی ودر پی آن آتش سوزی مکان مربوطه شده است که می توان به آتش سوزیهای حسینیه شهرک آب ، یک واحد مسکونی واقع در خیابان پیوندی ، یک واحد مسکونی واقع در خیابان فرهنگ ،یک واحد مسکونی واقع در طالقانی دوم، یک واحد مسکونی واقع در بلوار کشاورز ، یک واحد مسکونی واقع در خیابان معلم ،یک واحد مرغداری واقع در جاده ساری جویبار و یک واحد مسکونی واقع در خیابان وصال شیرازی اشاره کرد.
بر اساس آمار دریافتی توسط ایسنا،23 درصد این حوادث مربوط به نشت گاز می شود که نشت گاز واقع در خیابان خیام بر اثر دست کاری رگلاتور ،نشت گاز طبیعی واحد های مسکونی واقع در خیابانهای ولیعصر (باغ سنگ) ، فرهنگ ، شاهزاده حسین و روستای ذغالچال باعث وارد کردن خسارتهایی شده است.
لازم به ذکر است بر اثر مجموع حوادث اعلام شده ، چهار نفر مجروح و یک نفر هم جان باخت .ضمناً ، مجموع آتش سوزی در دیماه سال جاری 70 مورد بوده است که 26 مورد آن مرتبط با موضوع گاز می باشد.
به گزارش روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني گلستان، بروز سرما در مناطق كوهستاني و سختگذر استان باعث مسدود شدن برخي از راهها در روستاهاي دور افتاده شد و اين مادران با كمك "كميته نجات جان مادر باردار" كه در مراكز بهداشت مستقر ميباشند به مراكز بهداشتي درماني منتقل شدند.
از اين تعداد، ۱۰مادر باردار از راميان، ۱۲نفر در كلاله، دو نفر در آزادشهر، دو نفر در بندرتركمن و دو مادر باردار نيز از گنبدكاووس بودند.
نجات جان مادر باردار و نوزاد از جمله شاخصهاي مهم سلامت و توسعه هر كشوري محسوب ميشود.
یکشنبه 1386/11/07
گاز گرفتگي...
چراغ نفتي و گاز سه شعله در آمل دو قرباني گرفت.
جسد دو جوان آملي كه چند روز قبل براثر گاز گرفتگي ناشي از چراغ نفتي و گاز سه شعله در يك اتاق در بسته جان خود را از دست داده بودند، كشف شد به گزارش خبرگزاري فارس از آمل معاون اجتماعي و ارشاد پليس آمل با تاييد اين خبر گفت: اجساد اين دو جوان آملي توسط ماموران پاسگاه انتظامي گزنك در يك خانه اي در روستاي ايرا بخش لاريجان آمل كشف شد. خليل اسماعيلي افزود: پزشكي قانوني نيز مرگ اين دو جوانه را براثر خفگي ناشي از گاز گرفتگي بوده است را تاييد كرده است. وي در پايان تصريح كرد: اجساد اين دو جوان به سردخانه امام زاده عبدالله منتقل وپرونده اين نيز در اين خصوص تشكيل شده است.
گاز گرفتگی جان یک نفر در قائم شهر را گرفت.
گاز گرفتگي در قائمشهر امروز جان يك نفر را گرفت. به گزارش خبرگزاري فارس از قائمشهر، ماموران آتش نشاني امروز از وقوع يك فقره گاز گرفتگي مطلع و بلافاصله به محل اعزام شدند. بنابر اين گزارش، با حضور مأموران آتش نشاني در محل و بررسيهاي متعدد مشخص شد يك نفر از اعضاي خانواده براثر گازگرفتگي جان خود را از دست داده است. گفتني است افراد مصدوم به سرعت روانه بيمارستان رازي قائمشهر شدند. علت بروز حادثه از سوي كارشناسان آتش نشاني نشت گاز اعلام شده است.
13 نفر در شهرستان جويبار به دليل استفاده از آتش و شعله ذغال دچار خفگي شدند. به گزارش فارس ، مسئولان درمانگاه كوثر اين شهرستان اعلام كرد: به دليل قطع گاز و شدت سرما 12 نفر از ساكنان شهر و روستاهاي جويبار براي گرم كردن منازل خود با آتش زدن ذغال دچار خفگي شدند و به درمانگاه كوثر اين شهرستان انتقال داده شدند كه خوشبختانه با اقدامات صورت گرفته همگي آنها نجات يافتند. گفته ميشود يك نفر ديگر نيز صبح امروز به علت خفگي ناشي از استفاده گاز مايع به اين مركز انتقال داده شد كه با تلاش پزشكان و تيم درماني اين فرد از مرگ نجات يافت. به گفته رئيس شركت گاز جويبار در حال حاضر گاز 80 درصد مردم اين شهرستان قطع است .
گاز جان 2 برادر را در جويبار گرفت.
فرمانده انتظامي جويبار گفت: بر اثر گاز گرفتگي دو برادر 20 و 30 ساله جويبار جان خود را از دست دادند. علي اكبر موسوي امروز در گفت و گو با خبرنگار فارس در جويبار افزود: اين دو جوان ساكن روستاي مشك آباد جويبار بودند كه در شهرضاي جويبار به عنوان كارگر در آبندانهاي اين روستا مشغول به كار بودند. وي با اشاره به اينكه اين دو جوان شب گذشته در داخل كومه پلاستكي در حال استراحت بودند و براي استفاده از گرما از پيك نيك خوراكپزي استفاده ميكردند كه گاز ناشي از سوخت اين سويله خوراكپزي هر دو نفر را خفه و در اثر خفگي اين دو نفر جان باختند. موسوي ادامه داد: در حالت اغما پاي يكي از اين دو نفر به پيك نيك كومه برخورد و دچار حريق مي شود كه براثر اين واقعه جنازه آنها نيز در آتش مي سوزد. وي خاطر نشان كرد: با هماهنگي ماموران نيروي انتظامي جنازه سوخته اين دو برادر به خانواده هاي آنان تحويل داده شد. فرمانده انتظامي جويبار همچنين از دستگيري سارقان حين سرقت از يك موبايل فروشي در شب گذشته خبر داد و افزود: ماموران نامحسوس نيروي انتظامي شب گذشته در حين گشت زني در جويبار از دو سارق كه در حال سرقت از يك مغازه موبايل فروشي بودند را دستگير كردند. وي با اشاره به اينكه از سارقان 19 عدد گوشي تلفن همراه، 21 سيم كارت ايرانسل و 230 هزار تومان وجه نقد كشف و ضبط شده است، ارزش ريالي كالا هاي سرقتي را 60 ميليون ريال ذكر كرد و گفت: در سه ماه گذشته انواع سرقت در اين شهرستان كاهش محسوسي داشته است. موسوي در پايان خاطر نشان كرد: ماموران نامحسوس نيروي انتظامي به صورت گسترده در قالب طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در شهرستان جويبار به صورت شبانه روزي حضور دارند.
منبع : اخبار مازندران
پنجشنبه 1386/11/04
كشور ما در كانون خطر آنفلوآنزاي پرندگان قرار دارد.
قابل توجه مناطق شمال كشور
با توجه به اينكه حدود 70 كشور در دنيا با بيماري آنفلوآنزاي پرندگان دست به گريبان هستند . متاسفانه در ميان 15 همسايه ما چهار كشور بيماري را در انسان گزارش كردند كه آخرين آنها پاكستان بود كه تقريبا" دو روز پيش گزارش يك فوت انساني داشت در ميان همسايه ي ما نيز تقريبا" غير از يك كشور همه كشورها گزارش بيماري داشته اند . كشور ما در كانون خطر قرار دارد ، اين موضوع يك خطر واقعي است و ما نمي توانيم انكار كنيم كه اين خطر وجود دارد .
از هموطنان مي خواهيم در جاهايي كه پرنده نگه مي دارند اقدامات لازم را براي جلوگيري از تماس اين پرنده ها با پرندگان مهاجر انجام دهند . اين اقدام به ويژه در مناطق شمالي كشور بسيار مهم است . همچنين از كساني كه با پرندگان سرو كار دارند مي خواهيم در برابر هرذره اي كه از پرندگان جدا مي شود به ويژه در موقع پريدن پرنده و ذبح پرندگان محافظت هاي لازم را داشته باشند و از ماسك استفاده كنند و از ذبح پرنده در خانه ها اكيدا" خودداري كنند پرندگان بومي به ويژه اردك اين زمينه را دارند كه حتي با وجود آلودگي علامت نداشته باشند . اگر به اين نكات دقت كنيم مي توانيم كشور را حفظ كنيم ....
چهارشنبه 1386/11/03
راهـکـارهـايـي بـــراي پيشگيــري از ســـرماخـــوردگـي
آنفلوآنزا عفونت دستگاه تنفس است همراه با نشانه هايي که شديداً شبيه به نشانه هاي سرماخوردگي است به طوري که فرد را دچار اشتباه مي کند. تب، خستگي، گلودرد، بدن درد، سرفه هاي خشک و تهوع نشانه هاي مشابه هر دو بيماري هستند. سرماخوردگي به خودي خود خطرناک يا کشنده نيست اما سيستم ايمني بدن را ضعيف مي کند که در نتيجه بدن آماده ابتلا به بيماري هاي ديگر مي شود. هر سال در ايالات متحده حدوداً 200 هزار نفر در بيمارستان بستري و 36 هزار نفر بر اثر بيماري آنفلوآنزا يا عوارض آن جان خود را از دست مي دهند.
جهت پيشگيري از ابتلا به سرماخوردگي و آنفلوآنزا مي توان از راهکارهاي زير استفاده کرد:
1- دستان خود را چند بار در روز بشوييد و بهتر است هر دفعه دو بار آنها را بشوييد.
2- سرماخوردگي يا آنفلوآنزا فقط از راه سرفه يا بوسيدن منتقل نمي شود بلکه با دست دادن يا دست زدن به اشيا نيز منتقل مي شود.
3- با بند انگشت چشم هايتان را بماليد زيرا بند انگشت بسيار کمتر از نوک انگشتان احتمال آلودگي به ويروس ها را دارد.
4- به مدت 10ثانيه مسواک تان را در مايکروويو بگذاريد، با اين کار ميکروب هاي ناقل سرماخوردگي يا ديگر بيماري ها کشته مي شوند. هنگامي که مسواک مي زنيد، دندان هايتان تميز مي شود ولي مسواک تان محل پرورش ميکروب ها مي شود. با استريليزه کردن مسواک يعني با قرار دادن آن در مايکروويو به مدت 10 ثانيه يا شستن کامل آن با آب، قبل از استفاده ميکروب هاي آن را از بين ببريد، در غير اين صورت بهتر است ماهي يک بار مسواک تان را عوض کنيد.
5- هر پاييز، واکسن آنفلوآنزا بزنيد. مرکز کنترل بيماري هاي امريکا توصيه مي کند که همه افراد بالاي پنجاه سال، افرادي با مشکلات سلامتي نظير بيماري هاي قلبي، ريه، ديابت و...، زنان حامله و افرادي که سيستم ايمني بدن شان ضعيف شده است (کساني که سرطان يا ايدز دارند) و افرادي که در مراکز درماني مستقيماً با بيماران سروکار دارند، واکسن آنفلوآنزا بزنند.
6- اگر مشکل کاري برايتان پيش آمد، خود را سرزنش نکنيد. شايد باور نکنيد اما سرزنش خود و خودخوري احتمال ابتلا به سرماخوردگي را بيشتر مي کند. محققان معتقدند که بروز مشکل در کار يا شغل، سبب استرس مي شود که استرس نيز سيستم ايمني بدن را تضعيف مي کند.
7- درجه حرارت خانه را پنج درجه کم کنيد. هواي خشک خانه هايي که بيش از حد گرم هستند، فضاي مناسبي براي رشد ميکروب سرماخوردگي فراهم مي کند و همچنين غشاي مخاطي (دهان، لوزه ها و بيني) خشک شده و نمي تواند جلوي ورود ميکروب ها را بگيرد. بنابراين بهتر است درجه حرارت را پايين بياوريد و از يک دستگاه بخور يا هر وسيله مرطوب ساز ديگر در خانه استفاده کنيد.
8- هفته يي يک بار در سونا بنشينيد. طبق تحقيقات دانشمندان استراليايي که در سال 1990 منتشر شد، ميزان سرماخوردگي افرادي که طي شش ماه دوره تحقيقات مرتباً از سونا استفاده مي کردند، نصف ميزان سرماخوردگي آنهايي بود که از سونا استفاده نکرده بودند. اين احتمال وجود دارد که تنفس هواي داغ ميکروب هاي سرماخوردگي را از بين مي برد.
9- هر روز يک فنجان ماست بخوريد. طبق تحقيقات اخير انجام شده در دانشگاه کاليفرنيا، افرادي که هر روز يک فنجان ماست مي خورند بيست و پنج درصد کمتر از افرادي که ماست نمي خورند، به سرماخوردگي مبتلا مي شوند.
10- حوله مخصوص خشک کردن دست ها را سه ،چهار روز يک بار عوض کنيد و براي شستن حوله از آب داغ استفاده کنيد تا ميکروب هاي آن کشته شود.
11- زير ناخن ها را هر روز تميز کنيد زيرا زير ناخن يکي از محل هاي تجمع ميکروب است.
12- سير بخوريد، خوردن سير هم در پيشگيري از سرماخوردگي کمک مي کند و هم در صورت ابتلا بهبود را تسريع مي سازد.
13- هنگام عطسه يا سرفه حتماً جلوي دهان و بيني خود را با دستمال بگيريد تا از پخش ميکروب در فضا جلوگيري شود.
14- آب پرتقال بخوريد. ويتامين C دوره سرماخوردگي را کوتاه تر مي کند و در بهبودي موثر است.
15- بلغور، موز، مرغ، ماهي و بوقلمون بخوريد زيرا به حفظ سلامت ارگان هاي سازنده گلبول سفيد (که با عفونت هاي بدن مي جنگند) کمک مي کند.
16- سيب، زغال اخته و سس گوجه فرنگي نيز مفيد است زيرا حاوي فلاونوئيد و مواد ضدالتهابي هستند که سيستم ايمني بدن را تقويت مي کند.
17- اصرار به تجويز آنتي بيوتيک نکنيد. سرماخوردگي و آنفلوآنزا (و اکثر بيماري هاي عفوني) عامل ويروسي دارند. بنابراين آنتي بيوتيک هايي که براي از بين بردن باکتري ها ساخته شده اند، نه تنها اثري روي اين بيماري ها ندارند بلکه مضر نيز هستند زيرا سبب از بين رفتن باکتري هاي مفيد بدن (که خود بخشي از دفاع ايمني بدن هستند) مي شوند
دوشنبه 1386/11/01
مسابقات ليگ برتر فوتبال ناشنوايان كشور
تيم فوتبال ناشنوايان استان مازندران در آخرين مرحله از نهمين دوره مسابقات فوتبال ليگ برتر ناشنوايان كشور در دزفول قهرمان شد. در اين دوره از رقابتها تيم ناشنوايان مازندران با كسب ۱۶ امتياز عنوان قهرماني اين دوره از مسابقات را از آن خود كرد. تيمهاي گيلان و اصفهان نيز به ترتيب با ۱۵ و ۱2 امتياز مقامهاي دوم و سوم را كسب كردند. در پايان اين ديدارها تيم كرمانشاه به ليگ زير گروه فوتبال ناشنوايان سقوط كرد. تيم فوتبال ناشنوايان خوزستان نيز در آخرين ديدار خود موفق شد تيم كرمانشاه را بانتيجه دو بر يك شكست دهد و با كسب سه امتياز اين ديدار در ليگ برتر ماندني شد. تيم خراسان رضوي هم با قهرماني در مسابقات زير گروه فوتبال ناشنوايان به ليگ برتر راه يافت. آخرين مرحله از نهمين دوره مسابقات فوتبال ليگ برتر ناشنوايان كشور با شركت هشت تيم از استانهاي اصفهان ، بوشهر ، تهران ، مازنداران ، كرمان ، كرمانشاه ، گيلان و خوزستان روز جمعه 14/10/86 در ورزشگاه شهيد مجديان دزفول برگزار و طي آن چهار ديدار بين تيمهاي شركت كننده انجام شد.
جدول ليگ برتر فوتبال ناشنوايان كشور
|
امتياز |
تفاضل |
گل خورده |
گل زده |
مساوي |
باخت |
برنده |
تعداد |
تيم |
|
16 |
8 |
7 |
15 |
1 |
1 |
5 |
7 |
مازندران |
|
15 |
12 |
7 |
19 |
0 |
2 |
5 |
7 |
گيلان |
|
12 |
7 |
6 |
13 |
3 |
1 |
3 |
7 |
اصفهان |
|
9 |
2 - |
14 |
12 |
0 |
4 |
3 |
7 |
تهران |
|
8 |
4- |
15 |
11 |
2 |
3 |
2 |
7 |
خوزستان |
|
7 |
12- |
17 |
5 |
1 |
4 |
2 |
7 |
بوشهر |
|
5 |
2 - |
11 |
9 |
5 |
2 |
0 |
7 |
كرمان |
|
5 |
5 - |
14 |
9 |
2 |
4 |
1 |
7 |
كرمانشاه |
1- فرامرز رجب پور (كاپيتان) از قائم شهر 11- حسين محمدي از بابل
2 - اكبر صادقي از قائم شهر 12- پيام خليلي از بابل
3- عباس شوراب رجبي از قائم شهر 13- مهرداد ذبيح الهي از بابل
4- سيد ابوالفضل موسوي از قائم شهر 14- يدالله رحماني از بابل
5- مصطفي فرهمند از قائم شهر 15- مجيد محمدي از بابل
6- ابوالقاسم مسكيني از سواد كوه 16- رسول مختاري از بابل
7- محمد پرگر از سواد كوه 17- سعيد قنبري از ساري
8- آرش زاهدي از سواد كوه 18 – مصطفي حسين نيا از ساري
9- اسماعيل حسين جاني از جويبار 19- مرتضي مختاري از ساري
10- برات علي مهدوي از جويبار 20 - اميد سرداريان از بجنورد
21 - مهرداد فرهمند سرمربي تيم
22- مرتضي خوشبين سرپرست تيم
اولين بازيهاي ليگ برتر فوتبال ناشنوايان كشور روز جمعه 22/4/86 در تهران برگزار گرديد. كه نتايج هشت تيم شركت كننده بصورت ذيل انجام شد .
بوشهر 1 – تهران 0
كرمانشاه 1 – مازندران 4
اصفهان 2 – كرمان 2
خوزستان 0 – گيلان 4
***************************
دومين بازيهاي ليگ برتر فوتبال ناشنوايان كشور روز جمعه 6/5/86 در استان گيلان برگزار گرديد. كه نتايج هشت تيم شركت كننده بصورت ذيل انجام شد .
بوشهر 2- اصفهان 2
خوزستان 0- كرمان 0
گيلان 2 – كرمانشاه 1
تهران 2- مازندران 1 ( گل زده : توسط حسين محمدي ) ( اخراج : ابوالقاسم مسكيني در دقيقه 50 )
***************************
سومين بازيهاي ليگ برتر فوتبال ناشنوايان كشور روز جمعه 16/6/86 در استان كرمانشاه برگزار گرديد. كه نتايج هشت تيم شركت كننده بصورت ذيل انجام شد .
بوشهر 0- خوزستان 2
تهران 1 - كرمان 0
كرمانشاه 0 – اصفهان 0
گيلان 0- مازندران 1 ( گل زده : توسط اكبر صادقي ) ( اخراج : محمد پرگر در دقيقه 70 )
***************************
چهارمين بازيهاي ليگ برتر فوتبال ناشنوايان كشور روز جمعه 27/7/86 در استان اصفهان برگزار گرديد. كه نتايج هشت تيم شركت كننده بصورت ذيل انجام شد .
تهران 5 – خوزستان 3
بوشهر 2 – كرمانشاه 1
اصفهان 2 – گيلان 1
كرمان 2- مازندران 2 ( گل زده : حسين محمدي و سعيد قنبري )
***************************
پنجمين بازيهاي ليگ برتر فوتبال ناشنوايان كشور روز جمعه 25/8/86 در استان كرمان برگزار گرديد. كه نتايج هشت تيم شركت كننده بصورت ذيل انجام شد .
تهران 1 – كرمانشاه 2
بوشهر 0 – گيلان 5
كرمان 3 – خوزستان 3
اصفهان 1- مازندران 2 ( گل زده : پيام خليلي و سعيد قنبري )
***************************
شش بازيهاي ليگ برتر فوتبال ناشنوايان كشور روز جمعه 23/9/86 در استان كرمان برگزار گرديد. كه نتايج هشت تيم شركت كننده بصورت ذيل انجام شد .
كرمان 3 – كرمانشاه 3
گيلان 3 – تهران 2
اصفهان 4 – بوشهر 0
خوزستان 1- مازندران 2 ( گل زده : اميد سرداريان و سعيد قنبري ) ) ( اخراج : مرتضي مختاري نيمه دوم )
***************************
هفتمين بازيهاي ليگ برتر فوتبال ناشنوايان كشور روز جمعه 14/10/86 در استان دزفول برگزار گرديد. كه نتايج هشت تيم شركت كننده بصورت ذيل انجام شد .
گيلان 3 – كرمان 1
خوزستان 2 – كرمانشاه 1
اصفهان 3 – تهران 0
مازندران 3 – بوشهر 0 ( گل زده : اكبر صادقي ، فرامرز رجب پور و حسين محمدي )
